سلااااااااام نویسنده جدیدم - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 5:03
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
وضعیت الانه من -_- - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 5:03
چرا نمیتونم بخوابمممممممممممممممم ساعت پنجههههههههههههه خوابم میااااااااااااااددددددد این مغزه لعنتی ولم نمیکنهههههههههههههههه تقاضای ویدیو چک دارم -بزار بکپم +نچ -بزار بمیرم +نع -میشه خفه شی؟ +اینم منفیه... بعدی؟ -بابا ولممممم کننننننننن +هنوز کلی نظریه هست که باید بهشون فک کنی -نمیخواااااااااام بذ...
رمان ترس و نفرت قسمت 6 - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 5:03
آنچه گذشت:بالاخره به اون اردو رفتیمیه جنگله خیلی قشنگ...اما تو شب بدونه آتیش خیلی ترسناک بود...یوکی برامون یه داستان ترسناک تعریف کرد که دقیقا شبیه خوابی بود که دیده بودمخیلی ترسیده بودم اما تو جمع نشون نمیدادماطرافو نگاه کردم اما میسا رو ندیدم*************************این قسمت:یوکی رو کرد بهم:ترسیدی...
کاریما چاااااااااااااان کجایییییییی؟ - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 5:03
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
رمان ترس و نفرت قسمت 5 - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 9:51
آنچه گذشت:یومیکو چان بهم زنگ زد و گفت که برم کافه...از بچه های شورا همه بودیم جز یوکی و کاریما چان...مشغول صحبت بودم که داداش یو سده راهم شد...صبح پاشدم و رفتم مدرسه...اونروز سنسه نیومده بود...ساشیدا سنپای خبره یه اردوی اجباری و یک هفته ای رو داد...مطمعن بودم نی سان نمیذاره برم اما سنپای گفت میشه یه...
کامنت اجباریه^-^ - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 9:51
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
من یه اوتاکو ام بفهمید لعنتیاااا-_- - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 9:51
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
متن آهنگ through the valley - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 9:51
سلاااااام متن آهنگه مورده علاقمو کول کردم اوردم...مهنیشم خودم نوشتم میدونم وب انیمه ایه و این ربطی نداره اما دلم نیومد نذارم از یه بازی که برای Ps4 هستش برداشتم...بهترین بازیه ک من دارم بهتون پیشنهاد میکنم اگه ps دارین حتما بخرید بازیشو The Last Of Us اووو راستی رو عکس زیر بزنید تا بتونید گوش کنید^-...
رمان ترس و نفرت قسمت 4 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 14:38
آنچه گذشت:متوجه مهربونیه کازاکی سان شدیم...تازه فهمیدم عصبانیتش بخاطره رفتاره بده بچه ها با ایزومی سانه...راهه برگشتو مثل همیشه اومدیم...اما ایندفعه یکی بهمون اضافه شد...وقتی رسیدم خونه متوجه شدم کازاکی سان یه برادر هم سن داداش یو دارهتو اتاقم بودم ک گوشیم زنگ خورد*************این قسمت:سمت گوشیم رفت...
میخوام رمان جدید بنویسم... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:40
سلااااااااااام میخوام یه رمان جدید بنویسم خوشحال میشم بشرکتید ژانرش چیه؟؟؟کمدی_عاشقانه_رمزآلود_یه کومچولو ترسناک ...حداقل پنج و حداکثر هشت نفر نیازه... که دوتا شخصیت پسر باشه اگر هم کسی خواست میتونه دوتا شخصیت بیاره اسم رمان و عکس جلدش بعد تکمیل شدن اعضا ساخته میشه... لطفا زود تر بیو بدید... برای بی...
رمان ترس و نفرت قسمت 1 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:40
-تا به حال به این فکر کردی که اونا میتونن برگردن؟+کیا؟-مرده ها+همچین چیزی امکان نداره-درسته...ولی اتفاق افتاده..25 سال پیش تو یه مدرسه اتفاق افتاده+و...واقعا؟-آره...سیاهی و تاریکی همه جارو میگیره...و بعد...پوفففف+داری منو میترسونی...-اول در باز میشه...سنسی میگه:سروصداتون خوابمو به هم زد+تمومش کن-بعد...
رمان ترس و نفرت قسمت 2 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:40
رمان ترس و نفرت قسمت 2 آنچه گذشت:حرفاش بد جوری رو مخم بود...همش داشتم ب این فکر میکردم که نکنه حقیقت داشته باشه....تو فکر بودم ک کاریما چان رو دیدم و با هم ب مدرسه رفتیم....اونروز دوتا دانش آموز جدید داشتیم ساگیری ایزومی و میسا کازاکی از مدرسه هوشینومی منتقل شده بودنوقتی خواستم چیزی بگم یکی دستشو گذ...
رمان ترس و نفرت قسمت 3 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:40
رمان ترس و نفرت قسمت 3 آنچه گذشت:تو حیاط بودیم ک میسا با عصبانیت سمتمون اومد و دعوا بالا گرفت...وقتی برگشتیم کلاس ساگیری سان با چشمای پره اشک سره میز ما اومد و کمک خواستاون چیزی درباره کازاکی سان میدونه ک هیچکس نمیدونهمشغول صحبت بودیم ک کازاکی سان اومد جلو و دستشو محکم کوبوند رو میز...**************...
Corpse party - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
این انیمه کوتاه و زیبا یکی از بهترین انیمه های ترسناک بوده... اما خیلی لجن تشریف دارن:/ ینی چی؟ینی خیلی چندشه...اگه طاقت دیدن خون و دل و روده نداشته باشی بهتره نبینی... اما کسایی مثل من که تنشون برا ترسیدن میخواره خیلی خوبه این انیمه راجع به یک دختر به اسم ساچیکو شینوزاکی عه اون یه بچه دبستانی بود
I am not single - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
ناموسا-_- - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
I'm an Otaku - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
من یک اوتاکو ام شما چطور؟ شما میگین انگلیسی ما میگیم ژاپنی(کانجی) شما میگین ماشین ما میگیم نایان کت شما میگین جاستین بیبر ما میگیم وکالوید شما میگین شمشیر ما میگیم بلیچ شما میگین واقعیت ما میگیم انیمه شما میگین کمیک ما میگیم مانگا شما میگین کشور ها ما میگیمxa0هتالیا شما میگین سلام ما میگیم کنیچوا شم
شرح در تصویر-_- - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
تولدت مبارک من:) - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 0:22
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا
خستمممممم - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 17:59
سلام به همه دوستای گلم من زهرا هستم مدیره وب خیلیا منو با اسم لایت استار یا آیومی اوتوساکا میشناسن....من یه اوتاکو و عاشق نقاشی ام....خیلی دوستون دارممممممسایوناراااااااااااااا